حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى

405

تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )

در زمستان سال 612 سلطان محمّد از شهر جند به طرف مساكن طوايف قبچاق حركت نمود و در اين حدود با يك دسته از مغولان كه بسركردگى جوجى پسر چنگيز خان بودند روبرو شد . جوجى بخوارزمشاه پيغام داد كه ايشان فقط بدفع ياغيان به اين حدود آمده‌اند و قصد جنگ ندارند . خوارزمشاه از كمال غرور به او گفت كه كفّار همه در چشم او يكسانند و بايشان حمله برد اتباع جوجى با وجود بروز رشادتى فوق العاده شبانه گريختند و خوارزمشاه در تابستان 613 بسمرقند برگشت . اين واقعه كه درجهء جنگ آزمائى و شجاعت مغولان چنگيزى را بخوارزمشاه فهماند اوّلين برخورد ما بين اين قوم و سلطان محمّد بود . مرگ خوارزمشاه در شوال 617 اتباع چنگيز خان به تفصيلى كه در تاريخ مغول بايد ديد پس از آنكه دولت قراختائى از ميان رفت و مانع بزرگى كه ما بين بلاد آباد ماوراء النّهر و مساكن اقوام وحشى تاتار وجود داشت بر طرف شد با ممالك خوارزمشاهى مجاورت پيدا كردند و با اينكه چنگيز ميخواست با خوارزمشاه روابط دوستانه داشته باشد بر اثر بيخردى اين پادشاه با او در نزاع افتاد و او پس از آنكه در سال 615 كوچلك را از كاشغر راند و دولت قوم نايمان را منقرض كرد براى حمله بممالك خوارزمشاهى بتهيّات عظيم مشغول شد و در پائيز 616 با تمام پسران و سرداران خود بماوراء النّهر ريخت و پس از فتح و خرابى شهرهاى آباد اين ناحيه خوارزم و خراسان را نيز مسخّر ساخت و خوارزمشاه همچنان از مقابل او ميگريخت تا عاقبت بمازندران پناه برد و چون شنيد كه مغول به عقب او مىآيند بجزيرهء كوچك آبسكون در مقابل دهانهء نهر گرگان در بحر خزر رفت و در آنجا در شوّال 617 از شدت كوفتگى و اندوه و ناخوشى جان سپرد در حالى كه كفن نداشت و از جامهء يكى از همراهان او را كفنى ترتيب دادند . سلطان علاء الدّين محمّد خوارزمشاه در عهد خود يكى از مشهورترين و عظيم الشأن‌ترين پادشاهان اسلام بود چه فتوحات بزرگى كه در مدّتى بالنّسبه قليل بدست او انجام يافت و سلسله‌هائى كه بتوسّط او برافتاد همه از وقايع بزرگى بود كه كمتر